تبليغاتX
نقطه چین ....(!؟!؟!؟)
شب یلدا

خوب امروز می خوام بعد از سالها یه مطلب جدی بزارم . مطلبی که حکایت از سرگذشت دور و دراز ایرانیان و آیین ها و رسوم آنها دارد . امشب می خوام از "یلدا" بگم . "شب یلدا"

امشب يه شب ايرانيه، شب يلدا، اميدوارم همه ايرانيان اين روز رو به شادي باشن و در شب زايش مهر و خورشيد خوش و خرم باشن.

شب يلـــــدا و مراســـــــم آن

يلــــــدا واژه اي ست که به زبان تازیتولد و ميلاد و به زبان پارسي زايش معنی می دهد و اين آخرين شب پاييز ، و نخستين شب زمستان يا آغاز چله بزرگ و درازترين شب سال مي باشد. ميـــــدانيم که ايرانيان پيش از آيين پاک زردشت بزرگ ، دارای کيش ميترايي بوده اند و مهر يا ميترا را خدای خورشيد وآفريدگار گيتي و هستي ميدانستند و به گمان برخي پيدايش اين آيين را از هوشنگ پادشاه پيشدادی مي دانند و در شاهنامه فردوسي خرد ورز نيز همين روايت آمده است .

کـــــه ما را زين بهي ننگ نيست
بـــــه گيتي به از دين هوشنگنيست
همــــه راه دادست و آيين مهر
نظــــر کردن اندر شمار سپهر

به همين دليل اين شب که از ديدگاه ستاره شناسان ، مبارک نيست ، نزد ايرانيان گرامي است و برای دوری از نامبارکي آن را جشن و سرور همراه ميکنند و باز ميدانيم که ايرانيان شب و تاريکي را نماد اهريمن و روز و روشنايي را نشان اهورامزدا ميدانستند و پارسيان امروز نيز بر همان باورند و همه کارها برای پيروزی اهورامزدا بر اهريمن انجام ميگرفته است.

چــــــون پس از شب يلدا روزها کم کم بلند و شبها کوتاه ميشوند ،آن را چيرگي روشنايي بر تاريکي و تباهي و پيروزی اهورامزدا بر اهريمن به شمار ميآوردند. چنين است که هنوز ايرانيها آن را به جشن و شادماني برگذار ميکنند. بدينترتيب که خانواده ها و بستگان و دوستان به دور کرسي يا کنار بخاری گرد هم مي آيند ورسم بر اين است که برای شام خورش فسنجان مي پزند و با شيريني و ميوه های گوناگون بهويژه آجيلي به نام مشکل گشا و ميوه هايي چون انگور، انار، ازگيل، خرمالو و نيزهندوانه و خربزه از يکديگر پذيرايي ميکنند .

 



در مــــــازندران و گيلان اگر اين هنگام برف باريده باشد مقداری برف را با شيره يي به نام کف که از پختن نيشکربرای ساختن شکر سرخ در روستاها فراهم ميسازند، ميخورند و باورشان اين است که باخوردن هندوانه و آميخته برف و شيره نيشکر، انسان در زمستان دچار سرماخوردگي نخواهدشد. در اين شب بزرگترها همراه با گفتگوها برای کوچکترها داستان های شيريني ميگوينداز سده های پيش، گرفتن فال با ديوان حافظ نيز به اين رسم افزوده شدهاست .

 
امـــا چرا اين شب يلدا ناميده شد. همان گونه که در بالا اشاره رفت،واژه يلدا به زبان پارسي به معنای زايش است که به آنچه در تاريخ و فرهنگ ها آمده،در اصل جشن پيدايش ميترا يا مهر بوده است که در دنيای آيين مسيح آن را با ميلادحضرت عيسي برابر کردند و در سده چهارم ميلادی آن را هنگام زايش عيسای مسيح قراردادند. برخي به اين باورند که واژه يلدا نام يکي از چاکران حضرت عيسي بوده است. چنانکه سنايي گفته :

بـه صاحب دولتي پيوند اگر نامي همي جويي
که از يکچاکری عيسي چنان معروف شد يلد

که البته اين باور، خاستگاه يا بن مايه تاريخي ندارد، ولي آنچه آشکار است اين است که ميتراييسم به وسيله لژيونهای رومي از راه آسيای کوچک «ترکيه امروز» در اروپا گسترش پيدا کرد و چند سده نيز آيين رسمي امپراتوری روم بود و مهرابه های فراواني که پرستشگاه مهريان بود در اورپا ساخته شدتا آن که کنستانتين امپراتور روم که به پدر کليسا مشهور است در آغاز سده چهارم ميلادی آيين مهری را شکست و آيين مسيح را جانشين ميتراييسم کرد و برای جلوگيری از برگذاری جشن آيين مهری به اين بهانه که چون مسيحيان، عيسي را مظهر نورميدانند، شب يلدا را که با زايش حضرت مسيح برابر شده و به نام ميلاد مسيح جشن بگيرند. کليسای روم نيز به طور رسمي بيست و پنج دسامبر را برای برگذاری جشن ميلادمسيح پذيرفتند، مگر يک فرقه از آنان که ششم ژانويه را هنگام زايش مسيح برای خودقرار داد .



به هر روی با اين که طرافدارن آيين مهری «ميتراييسم» شکست خوردندولي آيين مسيح نتوانست از نفوذ ميتراييسم بر کنار بماند، چنانکه باور داشتن به رستاخيز و پل صراط و استفاده از ناقوس در کليساها و نشانه صليب و غسل تعميد و آرايش درخت کاج در کريسمس که همان سرو آريايي هست و کلاه اسقف ها به نام ميترايي و همزمان ساختن جشن کريسمس با جشن يلدا در ديانت مسيح راه پيدا کرد .

 

از همه اينها که بگذريم، در ادب پارسي نيز نويسندگان و سرايندگان، بلندی زلف يار و سياهي خال رخسارو درازی دوری های دلدار را به شب يلدا مانند کرده و ميکنند که دو سه نمونه را يادآور ميشوم .

 


 

 


چون حلقه ربايند به نيزه توبه نيزه
خال رخ رنگي بربايي شب يلدا
از : عنصری

 

روز رويش چون بر انداخت نقاب از سر زلف
گويي از روزقيامت شب يلدا برخاست
از : سعدی

 

هست چون صبح آشکارا، کاين صبح چندرا
بيم صبح رستخيز ست از شب يلدای من
از : خاقاني

 


شب یلدا - شبی ایرانی

به مناسبت شب یلدا هندونه زیر را تقدیم می کنم به همه عشاق!



 

 

 

 

 

 

 

 


شب یلدا...
شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد...
شب یلداست؛ چه شبی است نازدانه! شب فال...
***
حضور خلوت انس است و دوستان جمع‌اند...
سعدی که رندانه؛ مولانا که پاکبازانه؛ حافظ که عارفانه؛ و من نیز خلواره... عاشقیم!
دوست خوبی است حافظ که این فال را برایم می‌سراید:
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن‌که خدمت جام جهان‌نما بکند
طبیب عشق مسیحا دمست و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند
بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند

و باز شاهد زیرکانه‌ی حافظ...
مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
که اعتراض بر اسرار علم غیب کند
کمال سر محبت ببین نه نقص گناه
که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند



 

نوشته های قبلی من هم اینجاست

شنبه بیست و پنجم آذر 1385 ساعت 23:30| نویسنده : پیمان |
درباره وبلاگ
خواندن مطالب این وبلاگ به افراد منفی 16 و دختر های بی جنبه و آخوندها توصیه نمی شود . در صورت بروز عواملی چون سادیسم و مازوخیسم بنده هیچ گونه مسئولیتی قبول نمی کنم . در ضمن آرشیو ها را نخوندی خیلی خری!!!

آهنگ





Powered by WebGozar